سلوک

در خلاف آمد عادت بطلب کام ...

سلوک

در خلاف آمد عادت بطلب کام ...

سلام. اینجا سعی می‌کنم جدی و جذاب بنویسم.

نشانی کانال تلگرامم:

https://t.me/aphabibian
نویسندگان
آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام موسی صدر» ثبت شده است

                                                                                                                                                                                           



امروز نهم شهریوره. روز ربوده شدن امام_موسی_صدر توسط قذافی.این پرونده نخستین آزمون انقلاب اسلامی ایران برای پایبندی به اصول انقلاب بود که متاسفانه نمره ی خوبی در آن کسب نشد.


این نگاه ترجیح مصلحت به حقیقت کم کم آنقدر گسترده شد که امروز تمام مملکت ما را در چنبره ی خویش گرفته است. در ابتدای انقلاب و آغاز جنگ به علت انزوای بین المللی مسئولان ترجیح دادند که به خاطر داشتن روابط با لیبی مساله ی امام_موسی_صدر پیگیری نشود. چرا که متهم اصلی این پرونده شخص قذافی بود و لیبی هم به تعبیر یک سفیر سابق در لیبی مزرعه ی شخصی او حساب میشد. البته نفوذ رفقای قذافی و دشمنان امام_موسی_صدر در انقلاب و سم پاشی آنان بر ضد ایشان هم در این مساله ی عدم پیگیری و هم در ایجاد زمینه ی نفوذ برای لیبی در ایران مؤثر بود. جلال_الدین_فارسی، محمد_غرضی و مرحوم محمد_منتظری از آن جمله اند.


تنها کسی که محکم پای پیگیری امام_موسی_صدر ایستاد، امام_خمینی بود. مخالفت ایشان باعث شد تا سفر قذافی به ایران لغو شود.اما رفقای قذافی به نحوی امام را هم دور زدند و بعضی تحلیلها حکایت از تلاش ناموفق او برای مهره چینی در حکومت و دست داشتن در بعضی اتفاقات ناخوشایند انقلاب میکند. اگر بخواهیم مشکلات امروزمان را ریشه یابی کنیم. بهتر است به اول انقلاب برگردیم و برای نخستین عدول از اصول انقلاب که چشم بستن بر سرنوشت امام_موسی_صدر برای ارتباط با یک طاغوت به ظاهر انقلابی بود به درگاه خداوند توبه کنیم و تصمیم بگیریم هیچگاه مصلحت را بر حقیقت ترجیح ندهیم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۳۱
سید امیر پژمان حبیبیان




در این فیلم  مستند هشت داستان کوتاه از زندگی امام موسی صدر روایت می شود.

تهیه کننده: امیرپژمان حبیبیان

نویسنده و کارگردان: محمد سمیع پور

تصویربردار: علی نعمت اللهی

تدوینگر: امیرپژمان حبیبیان

پژوهشگر: فاطمه تسلی بخش و محمد سمیع پور

مشاوران پروژه: مهدی شاکری و سعید اشیری

محصول خانه ی مستند انقلاب اسلامی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۴
سید امیر پژمان حبیبیان


🍀 یکی از روزهای سال هفتاد یک بود. من روزنامه ی سلام میخواندم. از مواضع تندش خوشم می آمد. خبری زده بود درباره ی قتلی که جلال الدین فارسی در هنگام شکار انجام داده بود. تا به حال اسم این فرد را نشنیده بودم اما از نحوه ی تنظیم خبر متوجه شدم که باید از مسئولان مهم باشد. چرا باید یک مسئول مهم و انقلابی به شکار  برود؟ در ذهن و قلب جوان و ایده آلیست من تعریف انقلابی و مبارز، انسانی بود که بهره ای از لذت‌های مادی بدیهی هم نداشت چه برسد به تفریح های اشرافی ای چون شکار.( آرمان رضاخانی پسر مقتول بعدها به علت همین قتل و محکوم نشدن آقای فارسی سرنوشت متلاطمی پیدا کرد و از ایران رفت.) 

سال ها گذشت و من نوجوان به جوانی با دغدغه های کمرنگ مذهبی و بیشتر عدالت خواهانه تبدیل شدم. در مسیر جستجوهایم برای یافتن الگوی مناسب، امام موسی صدر را یافتم و شیفته اش شدم. شاید مهمترین خصوصیت ایشان که مرا تحت تاثیر قرار داد، نگاه کرامت محورش به انسان فارغ از هرگونه قضاوت بر اساس نژاد و مذهب و ملیت بود. جمله های معروفش مثل «اسلام انسان انسانیت اوست» و «برای انسان گرد آمده ایم» ورد زبانم شد. این که چگونه می‌شود به عنوان یک عالم شیعه به تمام اصول و فروع مذهبت پایبند باشی و در عین حال بتوانی انسان‌هایی از ادیان و مذاهب دیگر را چنان جذب کنی که واله و شیدایت شوند. سال ها گذشته است و روز به روز ‌علاقه ی من به امام صدر زیادتر شده است و  ابعاد جدیدی از شخصیتشان را شناخته ام و لحظه لحظه با ایشان مسلمان تر و شیعه تر شده ام. به جرات میتوانم بگویم اگر ایشان نبود دغدغه های مذهبی من روز به روز کمرنگ تر میشد و شاید تا امروز به یک روشنفکر لائیک تبدیل شده بودم.

من چند بار دیگر با نام جلال الدین فارسی برخورد کرده ام. اولین بار در جریان ساخت یک فیلم درباره ی امام صدر که متوجه شدیم ایشان به هیچ عنوان مصاحبه ای با موضوع امام موسی صدر را نمی‌پذیرند. دومین بار هنگام مصاحبه با یکی از مطلعین پرونده که باذکر شواهدی از کتاب آقای فارسی  «زوایای تاریک» او را به اطلاع از چگونگی ربودن امام موسی صدر متهم می کرد. 

بار سوم هم به تحقیقاتم در مورد شهید بهشتی مربوط می‌شود و شبهه ای که پس از اطلاع از نامزدی جلال الدین فارسی از طرف حزب جمهوری برای ریاست جمهوری برایم پیش آمد که چطور شهید بهشتی با توجه به روابط نزدیک و برادرانه با امام موسی صدر به معرفی کردن دشمن آشکار ایشان به عنوان کاندیدای حزب راضی شده است؟ دکتر علیرضا بهشتی پاسخم را اینگونه داد که جلال الدین فارسی در شورای مرکزی حزب رای می آورد و شهید بهشتی بر اساس روش و منش خاص خود به رای اکثریت گردن می نهد و اما بعد ایشان را فرا می‌خواند و به او می گوید که ما شنیده ایم شما انسان خودرایی هستی و به عنوان نامزد حزب باید تعهد دهی که به سیاست‌های تصویب شده ی حزب پایبند باشی.

بار آخر هم در این روزها است که آقای فارسی در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس حکم قتل  امام صدر را به همان دلایلی که من شیفته اش شدم صادر کرده و خیلی آشکار به اطلاع و حتی دخالت در ماجرای ربودن ایشان توسط قذافی اعتراف کرده است. 

این روزها همه خواستار احضار آقای فارسی به عنوان مطلع به دادگاه و پاسخگویی اش درباره ی ربودن امام صدر هستند. اتفاقی که اگر بیفتد بسیار مبارک است. اما اگر این اتفاق نیفتاد، حداقل بیایید دست به دست هم دهیم و به این نکته فکر کنیم که چرا باید شخصی که به اعتراف تمام کسانی که می شناسندش عصبی و خودرای است و سابقه ی قتل یک انسان بیگناه در پرونده اش است. خودبزرگ بین و کینه توز است و خود را برتر از همه می داند، باید به جای حضور در زندان و فکر کردن به اشتباهات بزرگش، تریبون وسیع و گسترده در اختیارش  باشد تا در مورد مرد مظلومی که بنیان گذار مقاومت اسلامی در لبنان است و در راه عزت شیعه در لبنان و دیگر نقاط جهان از خود گذشت، لجن پراکنی کند. مردی که در حق او و همپالکیهایش جز خوبی نکرد و آنها چه خوب در تمام این سالها به او بدی کردند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۲۵
سید امیر پژمان حبیبیان

سکانس آخر فیلم هشت بهانه‌ی کوچک برای یادآوری
نامه‌ی امام موسی صدر به دوستی و توصیف دلتنگی




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۲۱
سید امیر پژمان حبیبیان


امام، انسان است، نه خدا و نه نیمه خدا؛ انسانی است که به کمال مورد نظر اسلام رسیده است؛ انسانی است برتر نه مافوق انسان؛ انسانی است که به کمال رسیده و در عین حال پیشوا و مسئول هدایت امت است. در متون شیعه دربارۀ امام آمده است: امام حجت خدا بر روی زمین است؛ کتاب گویای خداوند است؛ آینۀ تمام نمای اسلام است؛ اسلام مجسم است؛ انسانی است که در احساسات و اندیشه و فرمان و گفتار و کردار و حتی سکوت خود، نقش ترازو را دارد. در حدیثی از پیامبر آمده است: «من ترازوی اعمال هستم و علی زبانۀ آن است.» در یک کلام، امام، انسانی است که در فوق و در قله است و برتر انسان نیست. او وصی است نه پیامبر.

*******

امام، حکم مجسّم و ایمان مجسم است و فرقی نمی‌کند که در جنگ پیروز شود یا شکست بخورد یا از مقام خود [خلافت] کنار گذاشته شود. این عاملی اثرگذار است که تا الان ادامه دارد. عاشورا، شهادت است و شهادت در منطق قرآن، جاودانگی و حرکت و رهبری است.


امام‌ موسی صدر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۶ ، ۱۸:۳۲
سید امیر پژمان حبیبیان

 

 

 

این پست را باید یک هفته‌ای زودتر می‌گذاشتم اما فراموش کردم:

محسن کمالیان پژوهشگری از نوع کمیاب آن است. دنبال کارهای بزرگ و دهن‌پرکن نیست. سالیان سال است که در یک زمینه کار می‌کند. او از امام موسی صدر شروع کرد و به خاندان صدر رسید و همچنان این مسیر را ادامه می‌دهد. به نظرم تا به حال شش کتاب در این زمینه چاپ کرده است که هرکدام منحصر به فردند و منابعی ارزشمند در شناخت امام موسی صدر و خاندان صدر و به طور کلی بخشی از تاریخ شیعه به شمار می‌روند. افتخار داشتم تا به همراه آقای مهدی شاکری و همسرم از مراسم رونمایی جلد اول کتاب مشاهیر خاندان صدر مستند کوتاهی بسازم که لینک آپارات آن را در پایین میگذارم.

 

 

 

 

 

 

    

       

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۵۲
سید امیر پژمان حبیبیان

imam sadr001




داستان یک عکس

توضیح:

این عکس از زمان انتشارش سر و صدای زیادی به پا کرد، دیروز بالاخره مؤسسه‌ی فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر به این ماجرا واکنش نشان داد و توضیحاتی را از زبان خانم فاطمه صدر عاملی همسر مرحوم صادق طباطبایی که هر دو در عکس حضور دارند(خانم با حجاب) منتشر کرد:



نزدیک به یکسالی است که عکسی با محوریت امام موسی صدر در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود.


در این عکس دکتر صادق طباطبایی، صادق قطب‌زاده، فاطمه صدرعاملی و دختر کوچکش و یک زن دیگر در کنار امام موسی صدر حضور دارند. توضیحاتی به همراه این عکس در شبکه های مجازی منتشر شده که برای دریافت اطلاعات درست از یکی از افراد حاضر در عکس در این باره پرسش کردیم.


فاطمه صدرعاملی، همسر مرحوم صادق طباطبایی و خواهرزاده امام صدر درباره ماجرای این عکس گفت: «این عکس حدود یکسال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یعنی 1977 در پاریس گرفته شده است. در آن سال امام موسی صدر به آلمان و منزل ما آمده بود و قصد داشت برای انجام کاری به پاریس برود. برنامه بر این شد که این سفر با اتومبیل مرحوم دکتر طباطبایی انجام شود. دکتر به من نیز پیشنهاد کرد که با دخترمان یعنی غزاله در این سفر همراه شویم. بنابراین به همراه امام صدر و دکتر طباطبایی از آلمان راهی پاریس شدیم.»


او در ادامه عنوان کرد: «در پاریس منزلی را کرایه کردیم و این عکس هم در همان منزل گرفته شد و اینطور که دیگران گمان می‌‌کنند در کافه نیست. من در این عکس مشغول غذا دادن به دخترم غزاله هستم و خانم دیگری که مشغول صحبت با قطب‌زاده است، یک بانوی فرانسوی به نام «ماری کلود» است که همسر یکی از مبارزان فلسطینی به نام همشری بود. آقای همشری گویا در فرانسه به دست موساد ترور شد.»


همسر مرحوم دکتر طباطبایی همچنین گفت: «به خاطر دارم که در مسیر همین سفر آلمان به پاریس در جایی ماشین به علتی عیبی پیدا کرد و جلو نمی‌رفت و دکتر طباطبایی رفت تا بتواند لوازم مخصوص به ماشین را تهیه کند و بازگشتش کمی دیر شد. امام موسی صدر از این تاخیر نگران شده بود و مدام به من دلداری می‌داد که نگران نباشم، در صورتی که من نگران نبودم و خود ایشان دلشوره داشت. همچنین در بازگشت به آلمان نیز آقای محمد هاشمی، برادر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به همراه ما به آلمان آمد تا از آنجا به آمریکا برود.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۲۷
سید امیر پژمان حبیبیان

چقدر شنیدن این حرفها آرامش بخشه...

«آن کسی که نسلش را و خودش را در راه آزادی امتش وقف کرده باشد، پیروز می‌شود. این همان معیاری است که حسین به ما می‌آموزد. حسین می‌گوید: یزید هر چه بزرگ باشد، و سپاهش هر چه عظیم باشد و هر اندازه که عوام‌فریبی‌اش گسترده و دامنه‌دار باشد و هر اندازه که افکارش جهنّمی و گسترده باشد، فداکاری را در میدان بیاور، تا همچون دسته‌های ملخ پراکنده شوند و از تو فرار کنند.»

امام موسی صدر


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۲۹
سید امیر پژمان حبیبیان

به یاد خدا

یک:


در این چند روزه دچار تناقض شده‌ام... برشهایی از ویدیویی که تازگیها ساخته‌ام، مدام در ذهنم تکرار می‌شوند و با گیجی و کم‌حافظگی عجیبی که دچارش شده‌ام ترکیب می‌شوند و محصولشان دچار کردن من به نوعی حالت مالیخولیایی است... پرسشی مثل یک تیتر... از انتهای کادر به سویم ‌می‌آید و بزرگ و بزرگتر می‌شود و از سرم بیرون می‌رود و در یک مسیر دایره‌ای، دوباره مسیرش را معکوس طی می‌کند و باز....


صحنه‌ی اول: مردمی فریاد می‌زنند: با جانمان ، با خونمان فدایت گردیم ای امام.... و روحانی بلند قامتی از میان آنها در حالی که مردان مسلحی همراهیش می‌کنند، به داخل مسجد می‌رود... این صحنه شاید بارها در جهان اتفاق شده باشد و شاید تمام عناصر لازم برای ایجاد یک فاجعه را در خود داشته باشد. یک رهبر کاریزماتیک، مذهب، مردان مسلح و مردمی که آماده‌اند جان خود را فدا کنند... هنوز طالبان در افغانستان به خون‌ریزی مشغولند و دنیا از هراس بمب‌گذاران انتحاری القاعده، شکل خودش را عوض کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۰۸
سید امیر پژمان حبیبیان
*post_image*