سلوک

در خلاف آمد عادت بطلب کام ...

سلوک

در خلاف آمد عادت بطلب کام ...

آخرین نظرات

پیرمرد و خستگی‌هایش

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۶ ب.ظ


خسته بود. آمد و درردیف کناری ما نشست. سرم را به سوی همسرم گرداندم و پس از مکثی دوباره نگاهش کردم، کفشهایش را درآورده بود و دراز کشیده و خوابیده بود. 

صدای دو جوان را از پشت سر میشنیدم : بوی گه میاد آقا کفشهاتو پات کن... دارم بالا میارم اون لامصبو پات کن. به همسرم نگاه کردم گفت من بویی نمی‌شنونم گفتم منم همینطور. به پیرمرد نگاه کردیم، بی توجه خوابیده بود. پسر بلند شد و رفت بیدارش کرد و وادارش کرد کفشهایش را بپوشد. پیرمرد هیچ‌ حرفی نزد. دوباره دراز کشید و گوشه ی کفشش را روی صندلی گذاشت و  خوابید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۸
سید امیر پژمان حبیبیان

مترو

متروی کرج

پیرمرد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
*post_image*