سلوک

در خلاف آمد عادت بطلب کام ...

سلوک

در خلاف آمد عادت بطلب کام ...

آخرین نظرات

خلاصه ها(چند شعر کوتاه از عهد بوق)

چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۴۱ ب.ظ

این کارهای کوتاه در ۱۳۸۳ سروده شده‌اند. روزگاری که خوب بود و نبود. امروز پیدایشان کردم و فکر کردم بد نیست اینجا بازنشر شوند.


-۱-


شاید شبی

با دریا نشستم

و تو را باز آفریدم.

 

-۲-


گاهی فکر میکنم

چرا باد هرجا بخواهد میوزد؟

چرا من تا تو نمیوزم؟


-۳- 

من تمام میشوم

بالها سکوت میکنند

خدا سفره آسمان را جمع میکند.


-۴-

 شب می آید و روز هم

عاقبت سکوت ما را در بر میگیرد.

باد می آید

ما میوزیم و محو میشویم.


-۵-

 گاهی صدایت را که گم میکنم

باد را به آغوش میکشم

شاید

لحظه ای میان برگها ـ تو را زمزمه کرد.


-۶-

 

 گاه باید نشست و نگاه کرد

تو نمیدانی چه بر صحنه میگذرد.


-۷-

 

تمام شب را گریه میکردم.

تمام شب انتظاری بیهوده بود.

کسی را که یافته ای

باد میبرد

وتو عاقبت

آسمان را میبخشی.



۱۳۸۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
*post_image*